معانی کلمه : به قتل رساندن
فرهنگ فارسی
کشتن شخصیتها برای رسیدن به مقاصد سیاسی متـ . ترور کردن
فرهنگستان زبان و ادب
{assassinate} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] کشتن شخصیت ها برای رسیدن به مقاصد سیاسی
متـ . ترور کردن

کشتن شخصیتها برای رسیدن به مقاصد سیاسی متـ . ترور کردن