کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه به-فرزندی-پذیرفتن | کلماتور
معنی کلمه : به فرزندی پذیرفتن
تلفظ بین المللی :
/beː farzˈandi pˌazirˈoftan/
تلفظ :
[be: faRz'andi p,aziR'oftan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قبول به فرزندی
تفاخر به فرزند
حکمت خدا و اعطای فرزند به ساره
نام گذاری فرزند امام علی به عثمان
فرخنده کوهی کلاه به سر
اقرار فرزندان یعقوب به توحید
نام گذاری فرزندان امام علی به ابوبکر و عمر و عثمان
نگاه فردی و اجتماعی به دین
بفرزندی برداشتن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
adopt
(فعل)
فرا گرفتن، قبول کردن، اقتباس کردن، اتخاذ کردن، تعمید دادن، نام گذاردن، در میان خود پذیرفتن، به فرزندی پذیرفتن
affiliate
(فعل)
اشنا کردن، پیوستن، در میان خود پذیرفتن، به فرزندی پذیرفتن، مربوط ساختن
کلمات مرتبط
قبول به فرزندی
تفاخر به فرزند
حکمت خدا و اعطای فرزند به ساره
نام گذاری فرزند امام علی به عثمان
فرخنده کوهی کلاه به سر
اقرار فرزندان یعقوب به توحید
نام گذاری فرزندان امام علی به ابوبکر و عمر و عثمان
نگاه فردی و اجتماعی به دین
بفرزندی برداشتن
نظرات