کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : به درازا بحث کردن
تلفظ بین المللی :
/beː derˈɑzɑ bˈahs kˈardan/
تلفظ :
[be: deR'AzA b'ahs k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
به درازا کشاندن
به درازا کشیدن
سخن به درازا کشاندن
متمایل به درازی
معتاد به استعمال لغات دراز
نازکش داری ناز کن نداری پاتو رو به قبله دراز کن
پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد
به درازای شب
ماهیچه دراز بازکننده مچ به زند بالایی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
descant
(فعل)
به درازا بحث کردن، زیاد سخن راندن، بسط مقال دادن، اواز زیر خواندن، ازادانه انتقاد کردن
کلمات مرتبط
به درازا کشاندن
به درازا کشیدن
سخن به درازا کشاندن
متمایل به درازی
معتاد به استعمال لغات دراز
نازکش داری ناز کن نداری پاتو رو به قبله دراز کن
پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد
به درازای شب
ماهیچه دراز بازکننده مچ به زند بالایی
نظرات