Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ به برق وصل کردن

تلفظ بین المللی : /beː bˈarq1 vˈasl kˈardan/ تلفظ :‌ [be: b'aRq1 v'asl k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • با برق اب طلا یا نقره دادن به
  • تجزیه جسمی به وسیله جریان برق
  • تجزیه کردن به وسیله جریان برق
  • تولید برق به روش سیکل ترکیبی
  • ذره تبدیل شده به برق
  • قابلیت هدایت برق به مقدار زیاد
  • متحرک به وسیله برق
  • وابسته به رابطه برق و حرارت
  • وابسته به نیروی مغناطیسی برق
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

plug in (فعل)
فهمیدن، به برق وصل کردن، به پریز زدن، دوشاخه را بسیم برق وصل کردن

کلمات مرتبط

  • با برق اب طلا یا نقره دادن به
  • تجزیه جسمی به وسیله جریان برق
  • تجزیه کردن به وسیله جریان برق
  • تولید برق به روش سیکل ترکیبی
  • ذره تبدیل شده به برق
  • قابلیت هدایت برق به مقدار زیاد
  • متحرک به وسیله برق
  • وابسته به رابطه برق و حرارت
  • وابسته به نیروی مغناطیسی برق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات