Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بهوش

تلفظ بین المللی : /behˈuʃ/ تلفظ :‌ [beh'uS]
فرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بهوش امدن
  • بهوش اوردن
  • بهوش اورنده
  • بهوش اوری
  • بهوشت
  • بهوشتن
  • دیر بهور
  • دیگ بجوش اوردن
  • رام بهشت
فرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

فرهنگ عمید

= ⟨ بهوش بودن
⟨ بهوش بودن: [مجاز] هوشیار بودن: ◻︎ بهوش بودم از اول که دل به کس نسپارم / شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم (سعدی۲: ۵۰۵).

= * بهوش بودن
* بهوش بودن: [مجاز] هوشیار بودن: بهوش بودم از اول که دل به کس نسپارم / شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم (سعدی۲: ۵۰۵ ).

فرهنگ فارسی

باهوش، هوشیار، باهوش باش
( صفت ) هوشیار باهوش .

مترادف و متضاد

۱. آگاه، باهوش، هوشیار ≠ بیهوش، ناهشیار
۲. متوجه، ملتفت، مواظب

sober (صفت)
هوشیار، سنگین، عاقل، بهوش، متین، موقر، میانه رو

conscious (صفت)
هوشیار، ملتفت، باخبر، اگاه، وارد، بهوش

کلمات مرتبط

  • بهوش امدن
  • بهوش اوردن
  • بهوش اورنده
  • بهوش اوری
  • بهوشت
  • بهوشتن
  • دیر بهور
  • دیگ بجوش اوردن
  • رام بهشت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات