Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بهم اور

تلفظ بین المللی : /bˈeham ˈuːr/ تلفظ :‌ [b'eham 'u:R]
لغت نامه دهخدا
  • بهم آور
  • سر و ته چیزی را بهم اوردن
  • بهم آوردن
  • بهم اوردن
  • بزم اور محمد
  • بهت آور
  • بهت اور
  • عذر به دست اور
  • بیم آور
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

( بهم آور ) بهم آور. [ ب ِ هََ وَ ] ( نف مرکب ) آنکه فراهم میکند و مرتب می سازد و ترتیب میدهد. ( ناظم الاطباء ). || ( ن مف مرکب ) تألیف کرده شده. ( آنندراج ). مجتمع و مرتب. ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط

  • بهم آور
  • سر و ته چیزی را بهم اوردن
  • بهم آوردن
  • بهم اوردن
  • بزم اور محمد
  • بهت آور
  • بهت اور
  • عذر به دست اور
  • بیم آور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات