معانی کلمه : بهشت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. جایی که نیکوکاران پس از مردن همیشه در آنجا خواهند بود، جنت، فردوس، مینو.
۲. جایی که از خوبی و خرمی نظیر نداشته باشد.
۲. جایی که از خوبی و خرمی نظیر نداشته باشد.
فرهنگ معین
(بِ هِ ) [ په . ] ( اِ. )جایی خوش آب وهوا و سرسبز و خرم و سرشار از خوبی ها و لذت ها که پاداش پس از مرگ است ، فردوس ، جنت ، مینو، خلد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
در دین زردشتی جایی است خوش آب و هوا فراخ نعمت و آراسته که نیکوکاران پس از مرگ در آن مخلد باشند فردوس مق. دوزخ جهنم.
جنت، فردوس، مینو، باغی که درخرمی نظیرندارد
( اسم ) جایی خوش آب و هوا و فراخ نعمت و آراسته که نیکو کاران پس از مرگ در آن مخلد باشند جنت فردوس خلد .
جنت، فردوس، مینو، باغی که درخرمی نظیرندارد
( اسم ) جایی خوش آب و هوا و فراخ نعمت و آراسته که نیکو کاران پس از مرگ در آن مخلد باشند جنت فردوس خلد .
دانشنامه عمومی
نقل قول
فرهنگ اسم ها
اسم: بهشت (دختر) (فارسی، کردی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: behešt) (فارسی: بهشت) (انگلیسی: behesht)
معنی: فردوس، جهان بهتر، ( در ادیان ) جایی بسیار سرسبز و خرّم، با نعمت های فراوان که نیکوکاران پس از رستاخیز در آن زندگی جاوید خواهند داشت، جنت در مقابل دوزخ، ( به مجاز ) با صفاترین و بهترین جا، ( به مجاز ) دختر زیبا و با طراوت، جنت ( نگارش کردی
معنی: فردوس، جهان بهتر، ( در ادیان ) جایی بسیار سرسبز و خرّم، با نعمت های فراوان که نیکوکاران پس از رستاخیز در آن زندگی جاوید خواهند داشت، جنت در مقابل دوزخ، ( به مجاز ) با صفاترین و بهترین جا، ( به مجاز ) دختر زیبا و با طراوت، جنت ( نگارش کردی
گویش اصفهانی
تکیه ای: behešt
طاری: behešt
طامه ای: behešt
طرقی: behešt
کشه ای: behešt
نطنزی: behešt
مترادف و متضاد
ارم، پردیس، جنان، جنت، خلد، دارالسلام، رضوان، فردوس، مینو، نعیم ≠ دوزخ
