کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بهرامه | کلماتور
معانی کلمه : بهرامه
تلفظ بین المللی :
/bahrˈɑmeː/
تلفظ :
[bahR'Ame:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
کلمات مرتبط
زراتشت بهرام
زرتشت بهرام پژدو
سراب بهرام
شاه بهرام
شاه بهرامی
انکلساریا بهرام گور تهمورس
انکلساریا بهرام گورتهمورث
غار بهرام گور
قبضه ٔ بهرامی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
بهرامه. [ ب َ م َ / م ِ ] ( اِ ) جامه سبز. ( برهان ). جامه سبز و بهرامج معرب بهرامه است. ( آنندراج ). || ابریشم. ( برهان ). ابریشم پیله. ( آنندراج ) ( رشیدی ) : کفن حله شد کرم بهرامه راکه ابریشم از جان کند جامه را .رودکی ( از انجمن آرا ).|| بیدمشک. ( برهان ) ( رشیدی ). بیدمشک و آنرا کله موش نیز گویند و معرب آن بهرامج است. ( جهانگیری ). رجوع به بهرامج شود....
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) = ابریشم
۲. جامۀ سبز.
۳. (زیست شناسی ) = بیدمشک
فرهنگ فارسی
ابریشمجامه سب ، بیدمشک نیزگفته شده
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: bahrāme) (در قدیم) ابریشم .
اسم:
بهرامه (دختر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: bahrāme) (فارسی: بهرامه) (انگلیسی: bahrame)
معنی:
ابریشم، بیدمشک
کلمات مرتبط
زراتشت بهرام
زرتشت بهرام پژدو
سراب بهرام
شاه بهرام
شاه بهرامی
انکلساریا بهرام گور تهمورس
انکلساریا بهرام گورتهمورث
غار بهرام گور
قبضه ٔ بهرامی
نظرات