بهارگاه. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) ربیع. ( مهذب الاسماء ). فصل بهار. مقابل تابستانگاه یا پائیزگاه یا زمستانگاه. ( از فرهنگ فارسی معین ) : عاجز شود از اشک و غریو من هر ابر بهارگاه با بختو.رودکی ( احوال و اشعار ج 3 ص 1068 ).و بهارگاه سوی غزنین برویم. ( تاریخ بیهقی ). پژند... دربهارگاه پدید آید. ( فرهنگ اسدی نخجوانی ). و چندان مدت که توقف می کرد به انتظار بهارگاه بود در بیابان آب و گیاه بود. ( فارسنامه ابن...
فرهنگ فارسی
( اسم ) فصل بهار مقابل تابستانگاه پاییزگاه زمستانگاه .