بهاران. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) هنگام بهار. ( ناظم الاطباء ). بهار. ( آنندراج ). هنگام بهار و فصل بهار. ( فرهنگ فارسی معین ) : بهاران و جیحون و آب روان سه اسب و سه جوشن سه برگستوان.فردوسی.خوشا بهاران کز خرمی و بخت جوان همی بدیدن روی تو تازه گردد جان.فرخی.تو تن آسای بشادی و زترکان بدیعکاخ تو چون که کنشت است و بهاران تو شاد.فرخی ( دیوان چ دبیرسیاقی ص 46 ).خاصه هنگام بهاران که جهان خوش گشته ست آسمان ابلق...
فرهنگ عمید
۱. بهار، فصل بهار. ۲. هنگام بهار، در وقت بهار: درخت اندر بهاران بر فشاند / زمستان لاجرم بی برگ ماند (سعدی: ۱۵۷ ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) هنگام بهار فصل بهار .
دانشنامه عمومی
بهاران ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:بهاران (اصفهان)بهاران (تفرش)wiki: بخش مرکزی شهرستان اصفهان در استان اصفهان ایران است.این روستا در دهستان قهاب شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۷۶ نفر (۱۸۹خانوار) بوده است.wiki: استان مرکزی ایران است.نام اولیه این روستا به واسطه قلعه گبری وافع در بالای روستا در سال های خیلی دور «گبران» بوده است. پیش از انقلا...
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: bahārān) هنگام بهار ، موسم بهار .
اسم: بهاران (دختر) (فارسی) (طبیعت) (تلفظ: bahārān) (فارسی: بهاران) (انگلیسی: baharan) معنی: هنگام بهار، فصل بهار، موسم بهار، ( به مجاز ) زیبا و با طراوت