معانی کلمه : بهاران
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. بهار، فصل بهار.
۲. هنگام بهار، در وقت بهار: درخت اندر بهاران بر فشاند / زمستان لاجرم بی برگ ماند (سعدی: ۱۵۷ ).
۲. هنگام بهار، در وقت بهار: درخت اندر بهاران بر فشاند / زمستان لاجرم بی برگ ماند (سعدی: ۱۵۷ ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) هنگام بهار فصل بهار .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: bahārān) هنگام بهار ، موسم بهار .
اسم: بهاران (دختر) (فارسی) (طبیعت) (تلفظ: bahārān) (فارسی: بهاران) (انگلیسی: baharan)
معنی: هنگام بهار، فصل بهار، موسم بهار، ( به مجاز ) زیبا و با طراوت
معنی: هنگام بهار، فصل بهار، موسم بهار، ( به مجاز ) زیبا و با طراوت
مترادف و متضاد
بهار هنگام، فصل بهار ≠ خزان، برگریزان
