بها. [ ب َ ] (از ع ، اِ) خوبی و زیبایی . (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا). به این معنی ، عربی است . بهاء. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). خوبی و زیبایی . (ناظم الاطباء). رجوع به بهاء شود. || زینت و آرایش . (ناظم الاطباء). رجوع به بهاء شود.
قیمت؛ ارزش؛ نرخ.
۱. روشنی؛ درخشندگی.
۲. رونق.
۳. زیبایی؛ نیکویی.
تاوان
تاوان
(تلفظ: bahā) قیمت ، ارزش ؛ (در عربی) درخشندگی و روشنی و (به مجاز) فر و شکوه میباشد .
تاوان
شکوه، فر
جلال، عظمت
جمال، زیبایی
ارج، قدر، قرب، منزلت
جلا، درخشندگی، درخشش، رونق
ارزش، ثمن، قیمت، ارز، ارج، مظنه، نرخ ≠ زشتی
۱. ارزش، ثمن، قیمت، ارز، ارج، مظنه، نرخ
۲. ارج، قدر، قرب، منزلت
۳. تاوان
۴. جلا، درخشندگی، درخشش، رونق
۵. شکوه، فر
۶. جلال، عظمت
۷. جمال، زیبایی ≠ زشتی
۸. حسن، نیکویی ≠ قبح، زشتی