کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : بنیادگر
تلفظ بین المللی :
/bonjˈɑdɡar/
تلفظ :
[bonj'AdgaR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بنیادگرایی اسلامی
بنیادگرایی مسیحی
بنیادگرایی یهودی
بنیادگرا
بنیادگرایی
بنیادگری
بنیادگرای ناراضی
کلیسای بنیادگرای عیسی مسیح قدیسان اخرالزمان
کورش بزرگ زندگی و جهان داری بنیادگذار شاهنشاهی ایران
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بنیادگر. [ ب ُ گ َ ] ( ص مرکب ) معمار. ( آنندراج ). بنّا. معمار. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
بنا، معمار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - بنا . ۲ - معمار .
کلمات مرتبط
بنیادگرایی اسلامی
بنیادگرایی مسیحی
بنیادگرایی یهودی
بنیادگرا
بنیادگرایی
بنیادگری
بنیادگرای ناراضی
کلیسای بنیادگرای عیسی مسیح قدیسان اخرالزمان
کورش بزرگ زندگی و جهان داری بنیادگذار شاهنشاهی ایران
نظرات