Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بنیاد

تلفظ بین المللی : /bˈonjɑd/ تلفظ :‌ [b'onjAd]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • بنیاد البرز
  • بنیاد ایران شناسی
  • بنیاد بقای نژادهای نادر
  • بنیاد جانبازان
  • بنیاد دایره المعارف اسلامی
  • بنیاد سینمایی فارابی
  • بنیاد شاپور
  • بنیاد شهید انقلاب اسلامی
  • بنیاد فرهنگ ایران
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

بنیاد. [ ب ُ ] ( اِ مرکب ) پهلوی «بون دات » پارسی باستان «بونه داتی » ( در بن قرارداده ). ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). مرکب است از «بن » بمعنی پایان و «یاد»، به معنی اساس ، که کلمه نسبت است. ( از آنندراج ). بنلاد و بنیان. ( ناظم الاطباء ). اصل. ( ترجمان القرآن ). قاعده. ( زمخشری ). عنصر. ( بحرالجواهر ). بیخ. پایه. اصل. ریشه. ( فرهنگ فارسی معین ) : مباش غمگین یک لفظ یاد گیر لطیف شگفت گونه لکن قوی و...

فرهنگ عمید

۱. بیخ، پایه، اصل، شالوده.
۲. پی دیوار.
* بنیاد کردن: (مصدر متعدی )
۱. بنا کردن.
۲. شالوده ریختن.
۳. آغاز کردن، دست به کاری زدن.
* بنیاد نهادن: (مصدر متعدی )
۱. شالوده ریختن.
۲. بنا کردن.
۳. آغاز کردن.
۱. بیخ؛ پایه؛ اصل؛ شالوده.۲. پی دیوار.⟨ بنیاد کردن: (مصدر متعدی)۱. بنا کردن.۲. شالوده ریختن.۳. آغاز کردن؛ دست به کاری زدن.⟨ بنیاد نهادن: (مصدر...

فرهنگ معین

(بُ) [ په . ] (اِمر.) 1 - شالوده ، اساس . 2 - بیخ ، پایه .

برانداختن ( ~. بَ رَ تَ) (مص م .) خراب کردن ، منهدم کردن .

(بُ ) [ په . ] (اِمر. ) ۱ - شالوده ، اساس . ۲ - بیخ ، پایه .
برانداختن ( ~. بَ رَ تَ ) (مص م . ) خراب کردن ، منهدم کردن .

فرهنگ فارسی

بیخ، پایه، اصل، شالوده، پی دیوار، بنلادوبنداد( اسم ) ۱ - شالده پی دیوار بنلادبنیان ۲ - بیخ پایه اصل ریشه.یا بنیاد باب بردن ( بنیاد باب رسانیدن ) بنیاد استوار کردن . یا بنیاد باب رسانیدن. یا بنیاد بر یخ نهادن. بی ثبات کردن .پهلوی (( بون دات ) ) پارسی باستان (( بونه داتی ) ) ٠ مرکب است از (( بن ) ) بمعنی پایان و (( یاد ) ) اساس که کلم. نسبت است ٠ بنلاد و بنیان ٠ قاعده ٠ عنصر ٠ بیخ ٠ پایه اصل ریشه...

دانشنامه عمومی

بُنیاد گونه ای نهاد است. بنا بر تعریف حقوقی، بنیاد برای انجام مقصد ویژه ای تأسیس می شود و سود ناشی از فعالیت های بنیاد نیز می بایست در راه امور اجتماعی یا ایده های مرتبط با مقصد اصلی هزینه شود.بنیاد نیشابوربنیاد مستضعفان و جانبازانبنیاد سینمایی فارابیبنیاد شهید و امور ایثارگرانبنیاد بین المللی دعابنیاد دانش و هنربنیاد علمی زیرک زادهبنیاد فرهنگ ایرانبنیاد بارانبنیاد فردوسیبنیاد علمی و فرهنگی بوعلی ...

مترادف و متضاد

اصل، ریشه

سازمان، موسسه

بن، بیخ، پایه، ته

اساس، قاعده، مبنا

بنلاد، بنیان، پی، شالده، شالوده

۱. بن، بیخ، پایه، ته
۲. اصل، ریشه
۳. بنلاد، بنیان، پی، شالده، شالوده
۴. اساس، قاعده، مبنا
۵. سازمان، موسسه

base (اسم)باز، ریشه، تکیه گاه، زمینه، پایه، پایگاه، اساس، بنیاد، مبنا، مرکز، شالوده، ته، بناء، ته ستون، صدای بم، عنصرbasis (اسم)ماخذ، زمینه، ...

واژه نامه بختیاریکا

بُناد
سر گَه

کلمات مرتبط

  • بنیاد البرز
  • بنیاد ایران شناسی
  • بنیاد بقای نژادهای نادر
  • بنیاد جانبازان
  • بنیاد دایره المعارف اسلامی
  • بنیاد سینمایی فارابی
  • بنیاد شاپور
  • بنیاد شهید انقلاب اسلامی
  • بنیاد فرهنگ ایران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات