Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بنگاه

تلفظ بین المللی : /bˈonɡɑː/ تلفظ :‌ [b'ongA:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • بنگاه ترجمه و نشر کتاب
  • بنگاه سخن پراکنی انگلستان
  • بنگاه شادمانی
  • بنگاه مالی بین المللی
  • بنگاه رهنی
  • بنگاه اطلاع گزاری
  • بنگاه ابلوله بیرجند
  • بنگاه اجتماعی
  • بنگاه ادم کشی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

بنگاه. [ ب ُ ] ( اِ مرکب ) مرکب از: بن + گاه ( ادات مکان ). ( از حاشیه ٔبرهان چ معین ). منزل و مکان. ( برهان ) ( آنندراج ). منزل. مسکن. جای باش. ( فرهنگ فارسی معین ) : بر آب فرات است بنگاه من وز آنجا بدین بیشه بد راه من.فردوسی.و جهودان را نشاید که بدین هفت روز خمیر خوردند یا به بنگاه دارند. ( التفهیم ).یکی منم که چنان آمدم مثل بر اوکه کرد بی بنه آید هزیمت از بنگاه.فرخی.ور دل و دین به تو آرند یقین ...

فرهنگ عمید

۱. خانه.
۲. انبار.
۳. جای دادوستد.
۴. سازمان، مؤسسه.

فرهنگ معین

(بُ ) (اِمر. ) ۱ - سرای ، خانه . ۲ - جای داد و ستد. ۳ - سازمان ، مؤسسه . ۴ - انبار، مخزن . ۵ - جای بند و ساز و برگ سپاه . ،~ سخن پراکنی ایستگاه فرستندة رادیویی . ، ~ خیریه سازمانی که داوطلبانه به نیازمندان یاری می رساند. ، ~ شادمانی موسسه ای که در جش
(بُ) (اِمر.) 1 - سرای ، خانه . 2 - جای داد و ستد. 3 - سازمان ، مؤسسه . 4 - انبار، مخزن . 5 - جای بند و ساز و برگ سپاه . ...

فرهنگ فارسی

دفتری که معاملات املاک در آن انجام شود

بنگه، خانه، انبار، جای دادوستد، سازمان، موسسه( اسم ) ۱ - منزل مسکن جای باش . ۲ - جایی که نقد و جنس در آنجا نهند . ۳ - مقام مرکز مستقر . ۴ - آبادی ده ۵ - سازمان موئ سسه ۶ - انبار مخزن . ۷ - صندوق . ۸ - خیمه خرگاه. ۹ - چند اول لشکر . ۱٠ - اسباب وزیران و ارکان دولت . یا بار و بنگاه . چیزهای قابل حمل مانند چادر و خیمه و دیگر اسباب و لوازم سفر....

دانشنامه عمومی

شرکت ، محل داد و ستد.

بنگاه املاکبنگاه (گیلان)بنگاه آبلوله بیرجندبنگاه تبلیغاتیبنگاه ترجمه و نشر کتاببنگاه حمایت مادران و نوزادانبنگاه مستقل آبیاریبنگاه هوایی ارتش ایالات متحدهبنگاه پخش مونهوابنگاه مداریwiki: بخش مرکزی شهرستان رضوان شهر. از روستاهای دهستان خوشابر در گیلان ایران است.جمعیت این روستا نزدیک به 200نفر میباشد و به زبان تالشی تکلم میکنند.این روستا در دهستان خوشابر قرار دارد و براسا...

مترادف و متضاد

دکان

منزل، خانه، کاشانه

آژانس، سازمان، موسسه

جا، ماوا، مرکز، مقام

۱. آژانس، سازمان، موسسه
۲. جا، ماوا، مرکز، مقام
۳. منزل، خانه، کاشانه
۴. دکان

service (اسم)لوازم، کمک، کار، یاری، سابقه، وظیفه، خدمت، بنگاه، تشریفات، عبادت، استخدام، اثاثه، سرویس، نوکری، زاوری، درخت سنجد، یک دست ظروف، نظام وظیفهinstitution (اسم)نهاد، بنگاه، موسسه، تاسیس قضایی، اصل حقوق...

فرهنگستان زبان و ادب

{agency} [مشترک حمل ونقل] دفتری که معاملات املاک در آن انجام شود

کلمات مرتبط

  • بنگاه ترجمه و نشر کتاب
  • بنگاه سخن پراکنی انگلستان
  • بنگاه شادمانی
  • بنگاه مالی بین المللی
  • بنگاه رهنی
  • بنگاه اطلاع گزاری
  • بنگاه ابلوله بیرجند
  • بنگاه اجتماعی
  • بنگاه ادم کشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات