Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بندیخانه

تلفظ بین المللی : /benˌadixˈɑne/ تلفظ :‌ [ben,adix'Ane]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بندخانه
  • بندی خانه
  • علف هفت بندیان
  • بندیان درگز محوطه باستانی
  • بادخانه
  • بندیوان
  • بناخانه
  • بندوانه
  • بندگانه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بندیخانه. [ ب َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) زندان که ترجمه سجن است. ( آنندراج ). زندان. بندخانه. ( فرهنگ فارسی معین ) :
ز بندیخانه چشمم که جسته
که زنجیرش سراپا رنگ بسته.
محمدقلی سلیم ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

جای اسیران و بندیان.

فرهنگ معین

( ~. نِ ) (اِمر. ) زندان ، بندخانه .

فرهنگ فارسی

زندان، جای اسیران وبندیان
( اسم ) زندان بند خانه .

مترادف و متضاد

دوستاق‌خانه، زندان، سیاهچال، محبس


کلمات مرتبط

  • بندخانه
  • بندی خانه
  • علف هفت بندیان
  • بندیان درگز محوطه باستانی
  • بادخانه
  • بندیوان
  • بناخانه
  • بندوانه
  • بندگانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات