معانی کلمه : بنات
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
بنت#NAME?
= بنت
فرهنگ معین
(بَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ بنت ، دختران .
فرهنگ فارسی
سه ستاره از بنات النعش که بر درازا نهاده است .
دختران، جمع بنت
( اسم ) جمع : بنت دختران.یا بنات سلطنت. دختران شاه . یا بنات نبات . گیاهان تازه روییده . یا بنات گردون . ۱ - سه ستار. صف زده از هفت ستار. بنات النعش . ۲ - هم. ستاره های آسمان .
دختران، جمع بنت
( اسم ) جمع : بنت دختران.یا بنات سلطنت. دختران شاه . یا بنات نبات . گیاهان تازه روییده . یا بنات گردون . ۱ - سه ستار. صف زده از هفت ستار. بنات النعش . ۲ - هم. ستاره های آسمان .
مترادف و متضاد
دختران ≠ ابنا
