بلیة. [ ب َ ی ی َ ] (ع اِ) آزمایش . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) (دهار). امتحان و اختبار. (اقرب الموارد). بَلوی . و رجوع به بلوی شود. ج ، بَلایا و بلیات . (دهار). || سختی . (منتهی الارب ). مصیبت . (اقرب الموارد). بَلوی .و رجوع به بلوی و بلیت و بلیه شود. || دریافت حقیقت چیزی و کشف آن . (منتهی الارب ). || ناقه ای که بر گور خداوندش بستندی که تا بمیرد، و عرب جاهلیت گمان داشتندی که صاحبش بر آن ناقه مح...
رنج ، مصیبت، پیش آمدبد ( اسم ) گرفتاری سختی . جمع : بلایا. بلیت ٠ آزار و رنج و سختی ٠ حادثه ٠ خزیه ٠ کرزیم ٠
مترادف و متضاد
بلایا، سختی، گرفتاری، مصائب
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بَلیّه (عربی، جمع: بلایا)، نامی که پیش از اسلام به ماده شتری (و بندرت مادیانی) اطلاق می شده که به آیین جاهلی آن را بر گور صاحبش پایبند می زده، سرش را به عقب برگردانده با غاشیه می پوشانده و رها می کرده اند تا از بی غذایی بمیردگاه جسد حیوان قربانی را می سوزانده و گاه پوست آن را با ثُمام (گیاهی خاردار، در فارسی یَز) می انباشته اند.در منابع اسلامی این رسم را دلیل بر اعتقاد اعراب دوران جاهلی...