Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بلیده

تلفظ بین المللی : /belˈideː/ تلفظ :‌ [bel'ide:]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسی
  • استان البلیده
  • البلیده
  • فرودگاه البلیده
  • ناحیه بلیده
  • بلیدهی
  • ریل بریده
  • زبان بریده
  • کم فشار بریده
  • گوش بریده
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسی

لغت نامه دهخدا

بلیدة. [ ب ُ ل َ دَ ] (ع اِ) مصغر بلد. روستا و ده . (ناظم الاطباء). و رجوع به بلد شود.

( بلیدة ) بلیدة. [ ب ُ ل َ دَ ] ( ع اِ ) مصغر بلد. روستا و ده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به بلد شود.

دانشنامه آزاد فارسی

بُلَیْدِه(نام سابق: بلیدا تا ۱۹۸۱) شهری در الجزایر، با ۲۲۵,۱۰۰ نفر جمعیت (۱۹۹۸). تا الجزیره خط آهنی به طول ۲۰ کیلومتر دارد. در دامنۀ کوه های اطلس ماریتیم، در استان الجزیره، واقع شده است. اعراب مغربی اهل اندلس در ۱۵۵۳ آن را بنا کردند.wikijoo: بلیده...

کلمات مرتبط

  • استان البلیده
  • البلیده
  • فرودگاه البلیده
  • ناحیه بلیده
  • بلیدهی
  • ریل بریده
  • زبان بریده
  • کم فشار بریده
  • گوش بریده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات