بلور. [ ب ِل ْ ل َ ] (ع ص ) مرد فربه دلیر. (منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد). مرد شجاع . (دهار). || بزرگ از سلاطین هند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
عنصر یا ترکیب شیمیایی جامد همگن با آرایش اتمی منظم که ممکن است شکل آن نیز از سطوح هندسی منظم تشکیل شده باشد
۱بلور ۲نام زن
(تلفظ: bolur) (عربی ، معرب از یونانی) نوعی مادهی معدنی جامد و شفاف مانند شیشه ، آنچه از جنس شیشهی شفاف خوب است .
آبگینه، زجاج، شیشه، شیشهشفاف، منشور، کریستال