معانی کلمه : بلنسیه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
شهری است شرقی اندلس . جویها و بستانهای بسیار دارد . شهری است از اندلس بر کرانه خلیج دریای روم نهاده و جائی با نعمت . از شهرهای مشهور اندلس در مشرق تدمیر و قرطبه . هوای آن بری و بحری است و دارای درختان و رودهای بسیار و به شهر خاکی شهرت دارد . رومیان بسال ۴۸۷ ق . بر آنجا مستولی شدند .
