معانی کلمه : بلس
لغت نامه دهخدا
بلس . [ ب َ ل َ ] (اِ) پلت ، که گیاهی است . (از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به پلت شود.
بلس . [ ب ِ ل ِ ] (اِ) بدس ، که وجب باشد که آن را به تازی شِبر گویند. (لغت محلی شوشتر خطی ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) عدس بلسان
جمع بلاس ٠ و در دعای مردم است که گویند ارانیک الله علی البلس و آن غراره ها باشد از پلاس آکنده از کاه کسی را که عقوبت کنند بر آن اشتهار کنند و ندا فرمایند ٠
جمع بلاس ٠ و در دعای مردم است که گویند ارانیک الله علی البلس و آن غراره ها باشد از پلاس آکنده از کاه کسی را که عقوبت کنند بر آن اشتهار کنند و ندا فرمایند ٠
دانشنامه عمومی
بلس (رود). رودخانه بلس (به انگلیسی: Blees) رودخانه ای است که در لوکزامبورگ جریان دارد.
فهرست رودخانه ها
فهرست رودخانه ها
wiki: بلس (رود)
گویش مازنی
چوب چنگک دار جهت آویز در کومه
۱امر به لیسیدن – بلیس – زبان بزن ۲مصدر آن در پهلوی لیستین ...
/bales/ امر به لیسیدن – بلیس – زبان بزن - مصدر آن در پهلوی لیستین است & چوب چنگک دار جهت آویز در کومه
