Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بلد

تلفظ بین المللی : /bˈalad/ تلفظ :‌ [b'alad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • بلد سوره
  • بلد بودن
  • بلد راه
  • بلد الحرام
  • بلد امین
  • بلد داشتن
  • بلد شدن
  • بلد اسلوونی
  • بلد روز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

بلد. [ ب َ ل َ ] (ع مص ) گشاده ابرو و ابلج بودن . (از اقرب الموارد).

بلد. [ ب َ ل َ ] (اِخ ) نام شهر مروالرود است . (از معجم البلدان ) (از مراصد).

بلد. [ ب َ ل َ ] (اِخ ) نسف (نخشب ) را در ماوراءالنهر بلد گویند. (از مراصد) (از معجم البلدان ).

بلد. [ ب ُ ] (ع اِ) گوی زر یا س...

فرهنگ عمید

۱. راهبر؛ راهنما.
۲. کسی که راهی را بشناسد یا کاری را بداند.
۳. شهر؛ سرزمین.
۴. نودمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۳۰ آیه؛ الفجر.
⟨ بلد شدن: (مصدر متعدی) [عامیانه]
۱. کاری را یاد گرفتن.
۲. راهی را شناختن.

۱. راهبر، راهنما.۲. کسی که راهی را بشناسد یا کاری را بداند.۳. شهر، سرزمین.۴. نودمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۳۰ آیه، الفجر.* بلد شدن: (مصدر متعدی ) [عامی...

فرهنگ معین

(بَ لَ ) [ ع . ] ( اِ. ) ۱ - شهر. ج . بلاد، بلدان . ۲ - زمین ، ناحیه . ۳ - آن که راه را می شناسد و دیگران را راهنمایی می کند.

فرهنگ فارسی

راهبر، راهنما، کسی که راهی رابشناسدیاکاری را، بداند، بلدشدن:کاری رایادگرفتن یاراهی را، شهر، بلادوبلدان جمع( اسم ) ۱- شهر . جمع : بلاد بلدان . ۲- زمین ناحیه . ۳- راهبر پیشوا . ۴- آنکه راه را میشناسد و دیگران را راهنمایی کند راهنما . ۵- دانای در کار واقف مطلع . توضیح بمعانی ۵ -۳ ظ . در اصل ( اهل البلد ) بوده . یا بلد بودن . ( مصدر ) دانا و عالم بودن . یا بلدم . میدانم .شهرکی است مشهور از نواحی دجیل ...

دانشنامه عمومی

سوره بلد در مکه نازل شده و دارای ۲۰ آیه است. کلمه بلد به معنی شهر است.ترجمهٔ فارسیبعد از سوره ق، در سال ۳ بعثت، در مکه نازل شده است.در حدیثی از پیامبر نقل شده:کسی که سوره بلد را بخواند خداوند او را از خشم خود در قیامت در امان می دارد.wiki: سومالی است که در Bal'ad District واقع شده است.فهرست شهرهای سومالیwiki: بلد (سومالی)...

گویش مازنی

۱وارد –مطلع ۲آزموده

/baled/ وارد –مطلع - آزموده

مترادف و متضاد

صفت

منطقه، ناحیه

آشنا، مطلع، وارد، واقف

دیار، شهر، مدینه، ولایت

دلیل راه، دلیل، راهبر، راهنما، هادی

۱. دلیل راه، دلیل، راهبر، راهنما، هادی
۲. آشنا، مطلع، وارد، واقف
۳. دیار، شهر، مدینه، ولایت
۴. منطقه، ناحیه

cicerone (اسم)
راهنما، بلد

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی بَلَدٍ: سرزمین - شهرمعنی یُنفَوْاْ مِنَ ﭐلْأَرْضِ: که تبعید شوند - که نفی بلد گردندتکرار در قرآن: ۱۹(بار)سرزمین ، سرزمین پاک و خوب علفش به اذن پروردگارش می‏روید و سرزمینی که خبیث است علف آن نمی‏روید مگر بصعوبت. باید دانست: بَلَد به معنی شهر نیست و معنای آن چنان که از خود قرآن نیز بدست می‏آید، سرزمین و دیار است و در اصطلاح فعلی، عربها(سال 1390 قمری هجری) بمالک، بلاد می‏گویند. در ...

واژه نامه بختیاریکا

بِدَل؛ چی دُو

کلمات مرتبط

  • بلد سوره
  • بلد بودن
  • بلد راه
  • بلد الحرام
  • بلد امین
  • بلد داشتن
  • بلد شدن
  • بلد اسلوونی
  • بلد روز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات