Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بلحه

تلفظ بین المللی : /bˈalheː/ تلفظ :‌ [b'alhe:]
لغت نامه دهخدا
  • البلغه فی اصول اللغه
  • بلاهای مصر
  • بلحاج علی
  • بلده
  • بلغه فی اصول اللغه
  • بلنهایم
  • بله بران
  • بله ماری کلر
  • بله ژان دو
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بلحة. [ ب َ ح َ ] (ع اِ) اِست و دبر، و به جیم معجم افصح است . (از ذیل اقرب الموارد از لسان ). و رجوع به بلجه شود.

بلحة. [ ب َ ل َ ح َ ] (ع اِ) واحد بَلَح ، یعنی یک غوره ٔ خرما. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ، بَلَحات . (ناظم الاطباء). رجوع به بَلَح شود.

( بلحة ) بلحة. [ ب َ ح َ ] ( ع اِ ) اِست و دبر، و به ...

کلمات مرتبط

  • البلغه فی اصول اللغه
  • بلاهای مصر
  • بلحاج علی
  • بلده
  • بلغه فی اصول اللغه
  • بلنهایم
  • بله بران
  • بله ماری کلر
  • بله ژان دو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات