Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بلحته

تلفظ بین المللی : /belˈahteː/ تلفظ :‌ [bel'ahte:]
لغت نامه دهخدا
  • بلاته
  • بلشته چش
  • بحته
  • بلحه
  • بلحیه
  • بلخته
  • بلعته
  • الباسته
  • الباسته شهر
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

( بلحتة ) بلحتة. [ ب ِح ِ ت َ ] ( ع اِ ) نباتی است که بر زمین منبسط می باشد و مانند دایره مستدیر، و غرغره آن بجهت اخراج زلویی که در حلق مانده باشد نافع. ( منتهی الارب ). به لغت مغربی گیاهی است که بر روی زمین منبسط می شود. و شاخه های او باریک و سرخ و بهم پیچیده شبیه به پیچیدن کرمها به یکدیگر، و بر روی زمین مثل دایره مستدیر می باشد. و گلش سرخ و سفید است ، و خوردن او در طب مستعمل نیست. ( از تحفه حکیم...

کلمات مرتبط

  • بلاته
  • بلشته چش
  • بحته
  • بلحه
  • بلحیه
  • بلخته
  • بلعته
  • الباسته
  • الباسته شهر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات