Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بلاده

تلفظ بین المللی : /belˈɑdeː/ تلفظ :‌ [bel'Ade:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • بریستول نوع 84 بلادهوند
  • دیدبانی بادهای بالا
  • سرخ باده
  • شرح نهج البلاغه
  • عسل البلادر
  • عسل بلادر
  • علی بلادی
  • باده والتر
  • بادهای غربی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بلاده . [ ] (اِ) به هندی بلادر است . (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به بلادر شود.

بلادة. [ ب َ دَ ] (ع اِ) بلادت . سستی وکندی خاطر. (از منتهی الارب ). و رجوع به بلادت شود.

بلادة. [ ب َ دَ ] (ع مص ) سست و کندخاطر گردیدن . (از منتهی الارب ).کند شدن فهم . (المصادر زوزنی ). کند شدن . (تاج المصادر بیهقی ). کند شدن و کاهل ش...

فرهنگ عمید

فاسق، نابکار، بدکار، تبهکار: هر آن کریم که فرزند او بلاده بُوَد / شگفت باشد کاو از گناه ساده بُوَد (رودکی: ۵۲۲ ).

فرهنگ معین

(بَ دِ )(ص . ) = بلایه : ۱ - بدکار. ۲ - فاسق . ۳ - روسپی .

مترادف و متضاد

۱. بدکار، روسپی، فاحشه
۲. فاسق، نابکار، بدکار
۳. هرزهگو
۴. مفتن، مفسد
۵. تبهکار


کلمات مرتبط

  • بریستول نوع 84 بلادهوند
  • دیدبانی بادهای بالا
  • سرخ باده
  • شرح نهج البلاغه
  • عسل البلادر
  • عسل بلادر
  • علی بلادی
  • باده والتر
  • بادهای غربی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات