بقول . [ ب ِ ق َ / قُو ] (ق مرکب ) مطابق قول و موافق گفتار. (ناظم الاطباء): بقول سعدی . بقول مولانا.
بقول . [ ب ُ ] (ع مص ) ظاهر و نمایان شدن . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). طالع شدن . || ریش و دندان شتر برآمدن . (تاج المصادر بیهقی ). ریش بیرون آمدن ، و منه الباقل .(زوزنی ). || سبزه و با نبات شدن زمین . (منتهی ...
فرهنگ عمید
بقل#NAME?
= بقل
فرهنگ معین
(بَ ) ( اِ. ) بُنشن ، ج . بقولات .
فرهنگ فارسی
جمع بقل ( اسم ) جمع بقل تره ها سبزیها. جمع :ظاهر و نمایان شدن . طالع شدن . یا ریش و دندان شتر بر آمدن . ریش بیرون آمدن و منه الباقل . یا سبزه و با نبات شدن زمین .
مترادف و متضاد
greengrocery(اسم)
بقول، سبزی فروشی، سبزیجات
according to(حرف اضافه)
مطابق، طبق، بر حسب، بقول، به عقیده
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی مِحْرَابَ: محراب (محراب مسجد را بقول بعضی از این جهت محراب خواندهاند که آنجا جای حرب و ستیز نمودن با دشمن و با هوای نفس است و بعض دیگر گفتهاند : بدین جهت محراب خوانده شده که انسان جا دارد که در آنجا حریب یعنی بریده از کارهای دنیا و پراکندگی خاطر باشد . بعضی دیگ...ریشه کلمه: ب (۲۶۴۹ بار)قول (۱۷۲۲ بار)wikialkb: بِقَوْل...