Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بغله

تلفظ بین المللی : /baq1ˈaleː/ تلفظ :‌ [baq1'ale:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • ابو بغله
  • زاد فی الشطرنج بغله
  • رأس البغل
  • البلغه فی اصول اللغه
  • زین بیله
  • ساعت بغلی
  • باله
  • باله بلشوی
  • باله سلطنتی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

بغله . [ ب َ ل َ / ل ِ ] (اِ) حصه ٔ شبیه به بغل در جسمی یا چیزی . حرف «ها» در آخر لفظ مذکور بمعنی شباهت است مثل زبانه ، پایه ، دهانه . (از فرهنگ نظام ).

بغلة. [ ب َ ل َ ] (ع اِ) مؤنث بغل . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). استر ماده و قاطر ماده . ج ، بغال و بَغَلات .(ناظم الاطباء). || وقتی چیزی زیادی باشد بمثل گویند:...

فرهنگ فارسی

استرماده، قاطرماده
( اسم ) بغل ابط .

گویش مازنی

۱سراشیبی تپه ۲دامنه ی تپه

/baghele/ سراشیبی تپه - دامنه ی تپه

کلمات مرتبط

  • ابو بغله
  • زاد فی الشطرنج بغله
  • رأس البغل
  • البلغه فی اصول اللغه
  • زین بیله
  • ساعت بغلی
  • باله
  • باله بلشوی
  • باله سلطنتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات