Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بعثط

تلفظ بین المللی : /beˈaːst/ تلفظ :‌ [be'a:st]
لغت نامه دهخدا
  • ابن بعثط
  • البعث
  • بعث
  • پارک بعثت
  • حزب بعث
  • یوم البعث
  • بعثت
  • بعثیسم
  • بثط
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بعثط. [ ب ُ ث ُ ] ( ع اِ ) بعثوط. ناف وادی و میانه آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ناف و میانه بیابان. ( مؤید الفضلاء ). و رجوع به بعثوط شود. || دُبُر یا دبر با ذکر و خایه. ج ، بعاثط. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). دبر یا دبر با آلت و بیضه. ج ، بعاثط. ( ناظم الاطباء ).- ابن بعثط ؛ ماهر و داننده ٔچیزی ، یقال : هو ابن بعثطها. و فی حدیث معاویه : قیل له اخبرنا عن نسبک فی قریش. قال : ا...

کلمات مرتبط

  • ابن بعثط
  • البعث
  • بعث
  • پارک بعثت
  • حزب بعث
  • یوم البعث
  • بعثت
  • بعثیسم
  • بثط
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات