Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بعث

تلفظ بین المللی : /bˈaʔs/ تلفظ :‌ [b'a?s]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • البعث
  • حزب بعث
  • یوم البعث
  • حزب بعث منطقه عراق
  • حزب سوسیالیست بعث
  • حزب سوسیالیستی بعث
  • حزب عربی سوسیالیستی بعث
  • مدینه البعث
  • استدراکات البعث و النشور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

بعث . [ ب َ ع َ ] (ع مص ) بیدار ماندن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). از خواب بیدار شدن . (از اقرب الموارد).

بعث . [ ب َ ع ِ ] (ع ص ) شب زنده دار. تهجدگزار. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ).- رجل بَعث و بَعِث ؛ آنکه همواره هموم وی او را بیدار کند و از خواب برخیزاند. (از اقرب الموارد)....

فرهنگ عمید

۱. انگیختن، برانگیختن، به کاری واداشتن.
۲. [قدیمی] زنده کردن مردگان.
۳. (اسم ) [قدیمی] قیامت.

فرهنگ معین

(بَ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - برانگیختن . ۲ - فرستادن . ۳ - زنده کردن مردگان .

دانشنامه آزاد فارسی

بَعْث
(در لغت به معنی برانگیختن) در کلام، به دو معناست: ۱. برانگیختن مردگان در روز رستاخیز به قصد بازخواست (حج، ۵؛ روم، ۵۶؛ لقمان، ۲۸). ۲. برگزیدن و فرستادن پیامبران به منظور دعوت از جن و انس به راه راست.
wikijoo: بعث

فرهنگ فارسی

فرستادن، انگیختن، برانگیختن، برخیزانیدن
۱- ( مصدر ) برانگیختن برکاری داشتن . ۲- فرستادن . ۳- زنده کردن مردگان . ۴- ( اسم ) انگیزش. ۵- ( اسم ) رستخیز قیامت حشر . یا بعث اموات . ( مردگان ) حشر اموات زنده کردن مردگان برای حساب . یا بعث رسل. برانگیختن پیمبران فرستادن پیغمبران تبلیغ پیامبری و رسالت . یا بعث مردگان. یا یوم بعث . روز رستاخیز روز قیامت .
شب زنده دار

دانشنامه عمومی

بعث (ابهام زدایی). بعث ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:حزب عربی سوسیالیستی بعثحزب بعث (جناح عراق)حزب بعث - منطقه عراقحزب سوسیالیست بعث (جناح سوریه)بعثیسمعراق بعثیwiki: بعث (ابهام زدایی)...

مترادف و متضاد

۱. حشر، معاد، نشوز
۲. رستاخیز، قیامت
۳. برانگیختگی
۴. برانگیختن
۵. فرستادن
۶. زنده کردن (مردگان)

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بعث: به معنای فرستادن کسی یا چیزی است.از این عنوان، به مناسبت در باب های: طهارت، حج و نکاح سخن گفته شده است.احکام بعث در طهارتتهیّه ی غذا و فرستادن آن برای صاحبان عزا و بازماندگان میت تا سه روز، مستحب است. احکام بعث در حج← فرستادن مو و ناخن حاجی به منی...wikifeqh: فرستادن_کسی[ویکی اهل البیت] این صفحه مدخلی از نثر طوبی است«وَقَالُواْ إِنْ هِیَ إِلاَّ حَیَاتُنَا الدُّنْیَا وَمَا نَحْنُ بِ...

کلمات مرتبط

  • البعث
  • حزب بعث
  • یوم البعث
  • حزب بعث منطقه عراق
  • حزب سوسیالیست بعث
  • حزب سوسیالیستی بعث
  • حزب عربی سوسیالیستی بعث
  • مدینه البعث
  • استدراکات البعث و النشور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات