Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بشگر

تلفظ بین المللی : /bˈeʃɡar/ تلفظ :‌ [b'eSgaR]
لغت نامه دهخدا
  • بشگر مرغزی
  • بشگرد
  • بشگریدن
  • دکمۀ برگردان
  • راه برگرفتن
  • ربیعبن بشر
  • رخت برگرفتن
  • رنج برگرفتن
  • ره برگرفتن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بشگر. [ ب ِ گ َ ] (اِ) بشگرد. رجوع به بشگرد شود.

بشگر. [ ب َ گ َ ] (اِخ ) بشار. بشار مرغزی . رجوع به بشار، و بشار مرغزی شود.

بشگر. [ ب ِ گ َ ] (اِخ ) دهی ازدهستان مؤمن آباد بخش در میان شهرستان بیرجند. 272 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات ، شلغم . شغل اهالی آن مالداری . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9)....

کلمات مرتبط

  • بشگر مرغزی
  • بشگرد
  • بشگریدن
  • دکمۀ برگردان
  • راه برگرفتن
  • ربیعبن بشر
  • رخت برگرفتن
  • رنج برگرفتن
  • ره برگرفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات