بشکل. [ ب ِ ک َ ] ( اِ ) بشکله. بسکله. پشکله. بشکنه. کجک کلید را گویند، یعنی چوب کجکی که کلیدان را بدان گشایند. ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ). کژک کلیدان باشد یعنی آن چوبکها که در سوراخهای کلیدان رفته و به آن دربسته شود. ( سروری ). کژکی کلیدان. ( شرفنامه منیری ). کجک کلیدان. ( مؤید الفضلاء ). کژک کلیدان. ( از رشیدی ). کژک کلیدان که چوب سر کجی است که کلون پشت در را ...
فرهنگ عمید
بسکله#NAME?
= بسکله
فرهنگ فارسی
( اسم ) کجک کلید چوب کجی که کلیدان را بدان گشایند بشکله .