Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بشقاب

تلفظ بین المللی : /bˈoʃq1ɑb/ تلفظ :‌ [b'oSq1Ab]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • بشقاب دوازده برج
  • بشقاب پرنده
  • بشقاب سفالی کوچک
  • بشقاب لب تخت
  • بشقاب مسی
  • بشقاب نان عشای ربانی
  • بشقاب کوچک
  • بشقاب لس
  • بشقاب شکار قوچ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

بشقاب. [ ب ُ ] ( ترکی ، اِ ) پشقاب. ( از غیاث ) ( آنندراج ). ظرف غذاخوری پهن و گرد و کم عمق مانند دوری و رکابی که سکر و سکرچه نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). ظرف پخ که در آن چلو یا پنیر و سبزی و امثال آن گذارند. لب تخت.

فرهنگ عمید

ظرف چینی، لعابی، یا فلزی پهن و مدور که در آن غذا می خورند، دوری، پیش دستی.

فرهنگ معین

(بُ ) ( اِ. ) ظرف غذاخوری معمولاً گرد، کمابیش مسطح و لبه دار یا دارای شیبی اندک به طرف داخل .

دانشنامه آزاد فارسی

12266700-1.jpg12266700-2.jpgبُشقابظرف مخصوص غذاخوردن، معمولاً گِرد و پهن، پخ، و با گودی کم. دیوارۀ بشقاب بسیار کوتاه، لبه اش به خارج برگشته و کف آن اغلب مدور است. در این ظرف غالباً غذاهایی از قبیل چلو، پنیر، سبزی و جز آن گذارده و صرف می شود. بشقاب ها از گذشته تاکنون معمولاً از سفال، شیشه، چینی، فلزات یا جنس های دیگر ساخته می شوند و نقوش، طرح ها، اندازه ها و رنگ های مختلف دارند. استفاده از این گونه...

فرهنگ فارسی

ظرف لعابی یافلزی پهن ومدورکه در آن غذامیخورند
( اسم ) ظرف غذا خوری پهن و گرد و کم عمق سکر سکرچه . یا بشقاب گود . بشقابی که برای خوردن غذاهایی مانند سوپ بکار رود.

دانشنامه عمومی

بُشقاب، پیشقاب(در فارسی افغانستان)، تابک، لب تخت یا دوری ظرفی معمولاً دایره شکل، کم عمق، دارای کف صاف و پهن است. بشقاب به منظور صرف غذا (و گاهی با هدف تشریفاتی و تزئینی) به کار می رود.واژه قاب ریشه ایرانی سغدی دارد و به معنی ظرف است. در مورد واژه بُش، هنوز هیچ منبع آکادمیکی دربارهٔ ریشه این واژه اظهار نظر نکرده است. نظر عامه براین است که این واژه ترکی است و به معنی خالی است، البته چنین ساختی در هی...

گویش اصفهانی

تکیه ای: dowri/ bošqâp
طاری: dawri/bošqâb
طامه ای: dowri/bošqâb
طرقی: dawri/ qâp
کشه ای: bošqâb
نطنزی: pošqap

مترادف و متضاد

ظرف، غذاخوری، دیس‌کوچک

dish (اسم)ظرف، غذا، بخشی از غذا، خوراک، بشقاب، ظروف، دوری، طعامvessel (اسم)ظرف، کشتی، رگ، بشقاب، اوند، هر نوع مجرا یا لولهplate (اسم)روکش، لوحه، لوح، قاب، صفحه، بشقاب، نعل اسب، پلاک، صفحه فلزی، بقدر یک بشقاب، ورقه یا صفحهsauthorcer (اسم)بشقاب، نعلبکی، زیر گلدانی، بشقاب کوچک...

واژه نامه بختیاریکا

دَوری

کلمات مرتبط

  • بشقاب دوازده برج
  • بشقاب پرنده
  • بشقاب سفالی کوچک
  • بشقاب لب تخت
  • بشقاب مسی
  • بشقاب نان عشای ربانی
  • بشقاب کوچک
  • بشقاب لس
  • بشقاب شکار قوچ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات