معانی کلمه : بشته
لغت نامه دهخدا
بشته. [ ب َ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) حریر منقش. ( از اوبهی ) . رجوع به بسته در معنی حریر منقش شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) چچم
گویش مازنی
۱دختری که به خاطر عاشق از منزل فرار کند ۲ناتوانی ۳از جای ...
/boshte/ دختری که به خاطر عاشق از منزل فرار کند - ناتوانی ۳از جای جهیدن اشیا به خاطر انعطاف و خاصیت فنری
