بسة. [ ب َ / ب ِ س س َ ] (ع اِ) یکی بس ّ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به بس ّ شود.
بسه. [ ب َ س َ ] ( اِ ) بسک. گیاهی است. که آن را اکلیل الملک خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( مؤید الفضلاء ). همان بس است. ( شرفنامه ٔمنیری ). اکلیل الملک. ( ناظم الاطباء ). گیاهی است که آن را بسک خوانند و به عربی اکلیل الملک...
فرهنگ عمید
اکلیلالملک#NAME?
= اکلیل الملک
فرهنگ فارسی
( اسم ) اکلیل الملک یکی بس ٠
دانشنامه عمومی
مختصات: ۲۷°۲۴′۰۹″ شمالی ۵۴°۱۹′۲۴″ شرقی / ۲۷٫۴۰۲۵۰°شمالی ۵۴٫۳۲۳۳۳°شرقی / 27.40250; 54.32333محمدیان، کوخردی، محمد. «شهرستان بستک و بخش کوخرد» ج۱. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۵ میلادی.عباسی، قلی، مصطفی، «بستک وجهانگیریه»، چاپ اول، تهران : ناشر: شرکت انتشارات جهان معاصر، سال ۱۳۷۲ خورشیدی.سلامی، بستکی، احمد. (بستک در گذرگاه تاریخ) ج۲ چاپ اول، ۱۳۷۲ خورشیدی.بالود، محمد. (فرهنگ عامه در منطقه بستک) ناشر...
گویش مازنی
۱کنایه از خستگی بیش از حد ۲پاره شد
درمقام توهین و تحقیر،پاره شو(که کاربرد آن محدود بوده و جنبه ...
/bosse/ درمقام توهین و تحقیر، پاره شو(که کاربرد آن محدود بوده و جنبه ی کنایی دارد) & کنایه از خستگی بیش از حد - پاره شد