معانی کلمه : بسختن
لغت نامه دهخدا
بسختن. [ ب ِ س ُ / س َ ت َ ] ( مص ) رجوع به سختن شود.
گویش مازنی
پژمرده شدن گیاه در اثر آبیاری در ساعات گرم روز
/basoKhten/ پژمرده شدن گیاه در اثر آبیاری در ساعات گرم روز

پژمرده شدن گیاه در اثر آبیاری در ساعات گرم روز