Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بسحاق

تلفظ بین المللی : /besahˈɑq1/ تلفظ :‌ [besah'Aq1]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • بسحاق اطعمه ابواسحاق
  • بسحاق اطعمه
  • سنگ سفید بسحاق
  • قشلاق بسحاق
  • حاجی اباد بسحاق
  • ابواسحق بسحاق اطعمه
  • بسحاقی
  • مجموعۀ بساقطبی
  • بسراق
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

بسحاق. [ ب ُ ] ( اِخ ) رجوع به بسحق شود.

دانشنامه عمومی

بسحاق یکی از نام های آشنا در طوایف چهار لنگ بختیاری است. که در منطقه شرق لرستان، غرب اصفهان و چهار محال بختیاری و شمال خوزستان مستقر هستند.در گذشته این ایل بین جنوب الیگودرز و شمال مسجدسلیمان ییلاق و قشلاق داشته است.wiki: بسحاق...

کلمات مرتبط

  • بسحاق اطعمه ابواسحاق
  • بسحاق اطعمه
  • سنگ سفید بسحاق
  • قشلاق بسحاق
  • حاجی اباد بسحاق
  • ابواسحق بسحاق اطعمه
  • بسحاقی
  • مجموعۀ بساقطبی
  • بسراق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات