معانی کلمه : بسان
لغت نامه دهخدا
بسان . [ ب َس ْ سا ](اِخ ) بستان محله ای است در هرات . (مرآت البلدان ج 1)(معجم البلدان ). رجوع به بستان و مراصدالاطلاع شود.
فرهنگ معین
(بِ ) (ق مر. ) مانند، شبیه ، نظیر.
فرهنگ فارسی
کلمه تشبیه مثل، مانند
مثل شبه نظیر مانند . توضیح دایم الاضافه است .
یا بستان محله ایست در هرات .
مثل شبه نظیر مانند . توضیح دایم الاضافه است .
یا بستان محله ایست در هرات .
دانشنامه عمومی
بسان(نام علمی: Luciobarbus pectoralis) نام یک گونه از تیره کپورماهیان است.
wiki: بسان
گویش مازنی
پاره کن
/bosaan/ پاره کن
مترادف و متضاد
شبیه، قرین، مانند، مثل، نظیر، همانند، بهسان
like (قید)
بسان، همچنان، به تساوی
