Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بسامد

تلفظ بین المللی : /basˈɑmad/ تلفظ :‌ [bas'Amad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • بَسامد
  • بسامد زاویه ای
  • بسامد طبیعی
  • بسامد نوار
  • بسامد رادیویی
  • بسامد ریزموج
  • بسامد شنیداری
  • بسامد غذا
  • بسامد متوسط
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

بسامد. [ ب َ م َ ] ( مص مرخم ، اِ مرکب ) حرکت رفت و آمد متوالی. ( واژه های نو فرهنگستان ). ترجمه فرکانس . تردد.

فرهنگ عمید

۱. تکرار.
۲. (ریاضی ) فراوانی.
۳. (فیزیک ) حرکت و رفت وآمد متوالی، فرکانس.

فرهنگ معین

(بَ مَ ) (مص مر. ) ۱ - شمارش دفعه های چیزی در مدت معین یا دفعه های کاربرد واژه ای خاص در یک نوشته . ۲ - فراوانی ، وفور (ریاضی ). ۳ - فرکانس (فیزیک ).

دانشنامه آزاد فارسی

بَسامد (frequency)بَسامدبَسامد(یا: فرکانس) در فیزیک، آهنگ تکرار هر گونه حرکت یا آشفتگی دوره ای یا تعداد نوسان ها، ارتعاش ها، یا موج های دوره ای در واحد زمان. یکای بسامد در دستگاه بین المللی، هرتز، با نماد Hz، است. یک هرتز معادل یک چرخه یا یک دوره در هر ثانیه است. بسامد با طول موج و سرعت به این صورت ارتباط دارد (فرمول ۱). در این رابطه، f بسامد، v سرعت، و λ طول موج است. بسامد برابر با معکوس دوره یا ...

فرهنگ فارسی

تکرار، تردد، وفور، حرکت و رفت و آمدمتوالی
( مصدر ) تردد حرکت رفت و آمد متوالی
حرکت رفت و آمد متوالی ترجمه فرکانس تردد .

دانشنامه عمومی

بِساْمَدْ:(besamad) در گویش گنابادی یعنی پیشامد ، اتفاق ، برخورد ، پیش آمدن مشکل و اشکال

بَسامَد یا فرکانس معیار اندازه گیری تعداد تکرار یک رخداد در واحد زمان (مثلاً ثانیه) است. برای محاسبهٔ فرکانس بر روی یک بازهٔ زمانی ثابت، تعداد دفعات وقوع آن حادثه را در آن بازه می شماریم و سپس این تعداد را بر طول بازهٔ زمانی تقسیم می کنیم.دامنه فرکانسفیلتر الکترونیکیطیف فرکانسیهاینریش رودولف هرتزدر سیستم...

مترادف و متضاد

تکرار، تناوب، فرکانس، کثرت‌وقوع

۱. تکرار، تناوب، فرکانس، کثرتوقوع
۲. تردد

frequency (اسم)
تناوب، تکرار، فرکانس، بسامد

frequence (اسم)
تناوب، تکرار، فرکانس، بسامد

فرهنگستان زبان و ادب

{frequency} [فیزیک] تعداد چرخه های هر کمیت دوره ای یا آهنگ تکرار هر رویداد در واحد زمان * مصوب فرهنگستان اول

کلمات مرتبط

  • بَسامد
  • بسامد زاویه ای
  • بسامد طبیعی
  • بسامد نوار
  • بسامد رادیویی
  • بسامد ریزموج
  • بسامد شنیداری
  • بسامد غذا
  • بسامد متوسط
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات