بسام . [ ب َس ْ سا ] (اِخ ) (ابو...) موسی بن عبداﷲبن یحیی بن جعفر مصدق حسینی کوفی چنانکه در تاریخ ذهبی آمده است با جنگجویان به اندلس رفت و بسال 486 هَ . ق . در بلاد بنی حماد شهادت یافت . (از تاج العروس ).
روستایی در بخش ییلاقی کجور
(تلفظ: bassām) (عربی) بسیار تبسم کننده ، خوشرو ، خندان ، گشاده روی ؛ (در اعلام) یکی از شاعران فارسی گوی پس از اسلام در زمان یعقوب بن لیث .