Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بزور ستاندن

تلفظ بین المللی : /bezˈuːr setˈɑndan/ تلفظ :‌ [bez'u:R set'Andan]
مترادف و متضاد
  • بزور
  • بزور با طناب کشیدن
  • بزور باز کردن
  • بزور بردن
  • بزور بچیزی خاتمه دادن
  • بزور بکار وادارنده
  • بزور تهدید یا شکنجه گرفتن
  • بزور جا دادن
  • بزور خارج کردن
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

grate (فعل)
ساییدن، ازردن، حبس کردن، رنده کردن، سابیدن، بزور ستاندن، با شبکه مجهز کردن، شبکه دار کردن، صدای خشن در اوردن

gouge (فعل)
گول زدن، کندن، در اوردن، با اسکنه کندن، بزور ستاندن

کلمات مرتبط

  • بزور
  • بزور با طناب کشیدن
  • بزور باز کردن
  • بزور بردن
  • بزور بچیزی خاتمه دادن
  • بزور بکار وادارنده
  • بزور تهدید یا شکنجه گرفتن
  • بزور جا دادن
  • بزور خارج کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات