کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : بزند
تلفظ بین المللی :
/bezˈanad/
تلفظ :
[bez'anad]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اگر خیابان بیل می توانست حرف بزند
شاید به من زنگ بزند
عشق می تواند بطور جدی به سلامت شما اسیب بزند
بزندان افکندن
مانع ایجاد لطمه بزندگی
بزنده
اطرا بزنده
بزندار
بزندگی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بزند. [ ب َ زِ ] ( اِ ) گیاهی خوشبوی بهاری.( شرفنامه منیری ). || بستان. ( مفاتیح ).
فرهنگ فارسی
گیاهی خوشبوی بهاری یا بستان .
کلمات مرتبط
اگر خیابان بیل می توانست حرف بزند
شاید به من زنگ بزند
عشق می تواند بطور جدی به سلامت شما اسیب بزند
بزندان افکندن
مانع ایجاد لطمه بزندگی
بزنده
اطرا بزنده
بزندار
بزندگی
نظرات