Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بزبان

تلفظ بین المللی : /bˈozbɑn/ تلفظ :‌ [b'ozbAn]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسی
  • بزبان اوردن
  • بزبان عامیانه
  • بزبان یا لهجه مخصوص
  • بزبان افتادن
  • بزبان افکندن
  • بزبان برداشتن
  • بزبان داشتن
  • بزبان گرفتن
  • بزبان گفتن
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بزبان. [ ب ُ ] ( ص مرکب ، اِمرکب ) محافظ بز. نگهبان بز. || ( اِخ ) عیوق را بزبان خوانند. ( از التفهیم از یادداشت دهخدا ). || نام محله ای به مرو. ( یادداشت دهخدا ).

دانشنامه آزاد فارسی

بُزبان
رجوع شود به:عیوق
wikijoo: بزبان

فرهنگ فارسی

محافظ بز نگهبان بز .

کلمات مرتبط

  • بزبان اوردن
  • بزبان عامیانه
  • بزبان یا لهجه مخصوص
  • بزبان افتادن
  • بزبان افکندن
  • بزبان برداشتن
  • بزبان داشتن
  • بزبان گرفتن
  • بزبان گفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات