بزازی . [ ب َزْ زا ] (حامص ) حرفت بزاز. (یادداشت بخط دهخدا). شغل بزاز. (ناظم الاطباء). عمل و شغل بزاز. (فرهنگ فارسی معین ) : دعوی همی کنند به بزازی هر ناکسی و عاجز و عریانی .
ناصرخسرو.
|| (ص نسبی ) منسوب به بزاز. (ناظم الاطباء). || (اِ) دکان و مغازه ٔ بزاز. پارچه فروشی . (فرهنگ فارسی معین ). بزا...
بزّازیاز مشاغل سنتی در ایران و محل فروش انواع پارچه. پیشۀ بزازی نیز مانند خیاطی دیرینه ای دراز دارد. بزازان تهیه کنندگان اصلی پارچه هایی بودند که خیاطان برای دوختن لباس به کار می بردند. چون مهم ترین قشرِ مراجعه کننده به بزازی ها زنان و دختران جوان بودند، اغلب جوانان به دایرکردن بزازی رغبت نشان می دادند. بزازان پارچه های خود را، اعم از تولید وطنی یا تولید خارجی، با سنجه ای فلزی شبیه چوبِ الف به نام...
فرهنگ فارسی
۱- عمل و شغل بزاز ۲- ( اسم ) دکان و مغاز. بزاز پارچه فروش . محمد بن شهاب بن یوسف الکردری البر یقینی الخوارزمی فقیهی حنفی است .
مترادف و متضاد
مغازه پارچهفروشی
پارچهفروشی، شغلپارچهفروش
۱. پارچهفروشی، شغلپارچهفروش ۲. مغازه پارچهفروشی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] بزّازی، محمد بن محمدبن شهاب بن یوسف کَردَریِ بریقینیِ خوارزمی، ملقب به حافظ الدین، فقیه و اصولی حنفی قرن نهم است.اصل او از کَرْدَر از توابع خوارزم است.
مدتی در شبه جزیره کریمه و نواحی بلغار اقامت کرد و سپس به دیار خویش بازگشت، در سفر بعد به روم رفت و مقیم آن جا شد.
در دوران اقامت در روم با فَناری به بحث پرداخت و در فروع بر او برتری یافت؛ اما در اصول مغلوب وی شد.
او در اواسط رمضان ...