Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بزا

تلفظ بین المللی : /bazˈɑ/ تلفظ :‌ [baz'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بزا تیودور
  • تازه بزا
  • عزا بزا
  • عزاً بزاً
  • سر بزانو نشستن
  • علی بزار
  • علی بزاز
  • بازار بزازها
  • غدد بزاقی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بزا. [ ب َ ] (نف ) وزا.(یادداشت بخط دهخدا). رجوع به بزیدن و وزیدن شود.

بزا. [ ب َ ] (ع اِمص )بَزی ̍. کجی پشت ، نزدیک سرین و یا مشرف شدن وسط پشت بر سرین یا بیرون آمدگی سینه و درآمدگی پشت یا بیرون آمدگی سرین . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ).

بزا. [ ب َ ] ( نف ) وزا.( یادداشت بخط دهخدا ). رجوع به بزیدن و وزی...

فرهنگ فارسی

کجی پشت نزدیک سرین و یا مشرف شدن وسط پشت بر سرین یا بیرون آمدگی سینه و در آمدگی پشت و بیرون آمدگی سرین .

کلمات مرتبط

  • بزا تیودور
  • تازه بزا
  • عزا بزا
  • عزاً بزاً
  • سر بزانو نشستن
  • علی بزار
  • علی بزاز
  • بازار بزازها
  • غدد بزاقی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات