بز. [ ب ُزز ] (اِخ ) لقب ابراهیم بن عبداﷲ نیشابوری محدث . معرب بز فارسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
پژ۱#NAME?
بزیدن#NAME?
آیین؛ روش؛ رسم.
پارچه یا جامۀ کتانی یا پنبهای.
پستانداری اهلی، علفخوار، و نشخوارکننده با ریش، دم کوتاه، و شاخهای خمیده.
〈 بز آوردن: (مصدر لازم) در قماربازی بد آوردن و باختن.
〈 بز کوهی: (زیستشناسی) حیوانی علفخوار شبیه آهو با شاخهای بلند و ریش دراز که برای گوشتش شکار میشود؛ بز نر؛ پازن؛ پاژن.
(بَ) (اِ.) آیین ، قاعده ، طرز، روش .
(بَ زّ) [ ع . ] ( اِ.) جامة کتانی یا پنبه ای .
( ~.) (اِ.) = پژ. پج : 1 - پشتة بلند. 2 - تیغ کوه .
(بُ) ( اِ.) هر یک از گونه های جانوران پستان دار نشخوارکننده از تیره گاوان که جزو دام های اهلی تربیت می شود و از گوشت و پنیر و پشم و کرک آن استفاده می کنند و به هیئت وحشی نیز به نام بز کوهی وجود دارد.
تکیه ای: boz
طاری: boz
طامه ای: bez
طرقی: bez
کشه ای: boz
نطنزی: boz