کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بر-کسی-نظارت-کردن | کلماتور
معنی کلمه : بر کسی نظارت کردن
تلفظ بین المللی :
/bar kˈasi nezˈɑrat kˈardan/
تلفظ :
[baR k'asi nez'ARat k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
علم النفس اسلامی و بررسی نظرات دانشمندان غرب
بر کسی زدن
بر کسی گرفتن
بر کسی بودن
کار بر کسی تنگ گرفتن
دست نوازش بر سر کسی کشیدن
کسی که بر مسند قضاوت می نشیند
کسی که لباس نوکری بر تن دارد
کسی که ورق بازی را بر می زند
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
watch
(فعل)
پاییدن، پاسداری کردن، مواظب بودن، مراقبت کردن، بر کسی نظارت کردن، نگهبانی دادن، نگهبان بودن
کلمات مرتبط
علم النفس اسلامی و بررسی نظرات دانشمندان غرب
بر کسی زدن
بر کسی گرفتن
بر کسی بودن
کار بر کسی تنگ گرفتن
دست نوازش بر سر کسی کشیدن
کسی که بر مسند قضاوت می نشیند
کسی که لباس نوکری بر تن دارد
کسی که ورق بازی را بر می زند
نظرات