کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : بر روی روز افتادن
تلفظ بین المللی :
/bar rˈuje rˈuːz oftˈɑdan/
تلفظ :
[baR R'uje R'u:z oft'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
بر روز افتادن ر
بر روز افتادن راز
بر روی استادن
بر روی روز افتا
بر روی روز افکن
بر روی روز افکندن
امضای ثانوی بر روی سند
اثر اب جوش بر روی پوست
بادبان نصب شده بر روی دیرک
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
بر روی روز افتادن .
[ ب َ ی ِ اُ دَ ] (مص مرکب ) بخیه بر روی کار افتادن . ظاهر و آشکار شدن . از نهان برآمدن . فاش شدن . برملا شدن
:
غم جگرسوز است منع چشم گریان چون کنم
راز چون بر روی روز افتاد پنهان چون کنم .
لسانی (از فرهنگ خیام ).
کلمات مرتبط
بر روز افتادن ر
بر روز افتادن راز
بر روی استادن
بر روی روز افتا
بر روی روز افکن
بر روی روز افکندن
امضای ثانوی بر روی سند
اثر اب جوش بر روی پوست
بادبان نصب شده بر روی دیرک
نظرات