Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بر دوختن

تلفظ بین المللی : /bar dˈuxtan/ تلفظ :‌ [baR d'uxtan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • حاشیه دوختن بر
  • جامه بر تن دوختن
  • جامه بر قد دوختن
  • جامه بر قد دوخت
  • سر بر خط داشتن
  • عادت بر داشتن
  • اشاره داشتن بر
  • اعتراض داشتن بر
  • بر داشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بردوختن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) دوختن در تمام معانی.
- چشم کسی بردوختن ؛ اغفال کردن وی :
او چه کرد آنجا که تو آموختی
چشم ما از مکر خود بردوختی.
مولوی.
- دیده بردوختن ؛ چشم پوشیدن. نظر برگرفتن :
بردوخته ام دیده چو باز از همه عالم
تا دیده من بر رخ زیبای تو باز است.
حافظ.

فرهنگ فارسی

دوختن در تمام معانی .

کلمات مرتبط

  • حاشیه دوختن بر
  • جامه بر تن دوختن
  • جامه بر قد دوختن
  • جامه بر قد دوخت
  • سر بر خط داشتن
  • عادت بر داشتن
  • اشاره داشتن بر
  • اعتراض داشتن بر
  • بر داشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات