Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بری اشی

تلفظ بین المللی : /bˌari ˈaʃi/ تلفظ :‌ [b,aRi 'aSi]
دانشنامه عمومی
  • اشی برای کسی پختن که یک وجب یا چهار انگشت روغن رویش باشد
  • این اشی است که خودم برای خودم پختم
  • بری محمد بن ابی بکر
  • اثرات تابش نور مصنوعی بر اشیاء
  • اشیاء بی ال لکرتی
  • پرواز بر فراز اشیانه فاخته
  • مولد برق آبی
  • بی آبی
  • ابی بی هنجاری
دانشنامه عمومی

دانشنامه عمومی

بری اشی، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان سردشت استان آذربایجان غربی ایران.
این روستا در دهستان بریاجی قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۵نفر (۴ خانوار) بوده است.
wiki: بری اشی

کلمات مرتبط

  • اشی برای کسی پختن که یک وجب یا چهار انگشت روغن رویش باشد
  • این اشی است که خودم برای خودم پختم
  • بری محمد بن ابی بکر
  • اثرات تابش نور مصنوعی بر اشیاء
  • اشیاء بی ال لکرتی
  • پرواز بر فراز اشیانه فاخته
  • مولد برق آبی
  • بی آبی
  • ابی بی هنجاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات