معانی کلمه : برگشتگی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. وضع و حالت برگشته.
۲. واژگونی.
۲. واژگونی.
فرهنگ فارسی
وضع و حالت برگشته
فرایندی آوایی که در طی آن نوک زبان در پشت برآمدگی لثه قرار میگیرد و به سمت سختکام برمیگردد
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
{retroflexion} [زبان شناسی] فرایندی آوایی که در طی آن نوک زبان در پشت برآمدگی لثه قرار می گیرد و به سمت سخت کام برمی گردد
